[ad_1]

چاک یگر ، مشهورترین خلبان آزمایشی نسل خود ، که ابتدا سد صوتی را شکست و به لطف تام ولف ، به نمایندگی از هواپیمابر مرگبار که دارای “چیزهای درست” دست نیافتنی اما بدون ابهام بود ، در بیمارستان در دوشنبه درگذشت لس آنجلس. او 97 ساله بود.

مرگ وی اعلام شده است از طریق حساب رسمی توییتر خود، که از همسرش ویکتوریا نقل قول کرد و جان نیکولتی ، یکی از دوستان خانوادگی او را از طریق تلفن تایید کرد.

ژنرال یگر فقط با تحصیلات دبیرستان و طناب کشی از تپه های ویرجینیای غربی بیرون آمد ، که باعث سردرگمی بسیاری از خلبانان دیگر شد. اولین باری که سوار هواپیما شد ، معده درد داشت.

اما او در جنگ جهانی دوم به یک آس تبدیل شد و در یک روز پنج هواپیمای آلمانی را سرنگون کرد و 13 هواپیما را نیز در کل فرو برد. در دهه آینده ، او به آغاز دوره هواپیماهای نظامی و پروازهای فضایی کمک کرد. وی بیش از 150 هواپیمای نظامی را به پرواز درآورد و بیش از 10 هزار ساعت را در هوا ثبت کرد.

موفقیت سیگنال وی در 14 اکتبر سال 1947 بود ، هنگامی که از پایگاه هوایی موروک در آن زمان از بالای بیابان موهاوی در کالیفرنیا پرواز می کرد و وارد کابین خلبان هواپیمای آزمایشی نارنجی و گلوله ای شد ، از یک بمب افکن B-29 صعود کرد. ، موشکی ، متصل به خلیج بمب.

او در آن زمان کاپیتان نیروی هوایی بود و با هواپیمای Bell Aircraft X-1 در ارتفاع 23000 پایی بلند شد و وقتی به حدود 43000 فوت بالاتر از صحرا رسید ، اولین رونق صوتی در تاریخ کف بسترهای خشک دریاچه طنین انداز شد. او به سرعت 700 مایل در ساعت رسیده بود ، با عبور از سد صوتی و ترس طولانی مدت از اینکه هواپیمایی که با سرعت صوت یا خارج از آن پرواز می کند توسط امواج شوک پاره شود ، از بین رفت.

وی در همکاری با لئو ژانوس در خاطرات پرفروش خود ، Yeager (1985) نوشت: “بعد از آن همه انتظار آن لحظه ، واقعاً ناامیدكننده بود.” “باید در جاده مورد اصابت قرار می گرفت ، چیزی که به شما اطلاع دهد که شما یک سوراخ خوب و تمیز را از طریق مانع صوتی سوراخ کرده اید. ناشناخته دستیابی به موفقیت در Jell-O بود. بعداً فهمیدم که این مأموریت باید شکست بخورد زیرا سد واقعی آسمان نبود ، بلکه دانش و تجربه پرواز مافوق صوت بود. “

با این وجود ، این عملیات به اولین پرواز برادران رایت به کیتی هاوک در سال 1903 و نبرد انفرادی چارلز لیندبرگ به پاریس در سال 1927 به عنوان وقایع حماسی در تاریخ حمل و نقل هوایی برمی گردد. در سال 1950 ، ژنرال Yeager’s X-1 ، که او به افتخار همسرش “Glenorous Glenis” نامگذاری کرد ، در موزه ملی هوافضای اسمیتسونیان در واشنگتن به نمایش گذاشته شد.

اما ژنرال یگر ، برای مدتی در عناوین خبری ، تنها پس از انتشار “چیزهای درست” توسط تام ولف در سال 1979 و فیلم براساس آن چهار سال بعد ، كه ژنرال یگر بازی می كرد ، به شهرت ملی رسید. سام شپرد در صحنه آغازین ، او در حال عبور از سد صدا به تصویر کشیده شد.

آقای ولف در تصویر خود از فضانوردان عطارد ناسا ، در مورد اخوان خلبانان آزمایشی پس از جنگ جهانی دوم در صحرای کالیفرنیا و ایده خود می نویسد: “فرد باید توانایی سوار شدن به یک ماشین سریع را داشته باشد و برای پنهان شدن روی خط و سپس داشتن یک موکسی ، رفلکس ها ، تجربه ، خونسردی برای عقب کشیدن آن در آخرین لحظه خمیازه – و سپس بازگشت به روز بعد و روز بعد و هر روز دیگر.

این کیفیت ، درک شده اما ناگفته ، به یک خلبان این حق را می دهد که بخشی از “اخوان چیزهای درست خودش باشد”.

آقای ولف همچنین در مورد خصومت تحت تأثیر خلبانان در مواقع اضطراری ، با صدایی “بخصوص از ریشه آپالاچی” كه ابتدا در محافل نظامی شنیده شد اما سرانجام از كابین خلبان هواپیماهای تجاری پخش شد ، نوشت. .

آقای ولف گفت: “این عقب نشینی صالح ترین افراد از همه حق: چاك یگر بود.”

ژنرال یگر در خاطرات خود گفت وقتی مردم از او س ifال می کردند که آیا چیزهای درستی دارید ، آزرده خاطر شد ، زیرا فکر می کرد این استعدادی است که با آن به دنیا آمده است.

وی نوشت: “تنها چیزی که می دانم این است که من برای یادگیری پرواز دم خود را کار کردم و در تمام طول کار سخت کار کردم.” وی افزود: “اگر چیزی در مورد خلبانی چیزی درست باشد ، این تجربه است. راز موفقیت من این بود که به نحوی همیشه موفق می شدم زندگی کنم و یک روز دیگر پرواز کنم. “

چارلز الوود یگر در 13 فوریه 1923 در میرا ، دبلیو دبلیو ، دومین فرزند از پنج فرزند آلبرت یگر و سوزی می سیسمور سابق به دنیا آمد. وی در هملین نزدیک ، شهری 400 نفره که پدرش در مزارع زغال سنگ برای گاز طبیعی حفاری می کرد ، بزرگ شد. او در سن 6 سالگی ، به سنجاب ها و خرگوش ها شلیک کرد و آنها را برای شام های خانوادگی پوست گرفت و از زندگی یک پسر روستایی لذت برد.

وی در سپتامبر 1941 از دبیرستان در نیروی هوایی ارتش ثبت نام کرد و مکانیک هواپیما شد. یک روز او با یک افسر تعمیر و نگهداری سوار شد و هواپیمایی را که سرویس می داد آزمایش کرد و بلافاصله او را روی صندلی عقب انداخت. اما او در ژوئیه 1942 به یک برنامه پرواز برای مردان استخدام شده پیوست ، زیرا معتقد بود که این امر باعث می شود او از جزئیات و امنیت آشپزخانه خارج شود. او بال های خلبان خود را دریافت کرد و در مارس 1943 هنگام حضور در پایگاه آریزونا به عنوان افسر پرواز منصوب شد و پس از ورود به انگلیس برای آموزش ، ستوان دوم منصوب شد.

در سال 2016 ، وقتی از ژنرال یگر در توییتر س wasال شد که چه چیزی او را خلبان کرده است ، پاسخ بی پروا بی احتیاطی انجام شد: “من در حال تعمیر بودم ، دیدم که خلبانان دختران زیبایی روی دست خود دارند ، هیچ دست کثیفی ندارند ، بنابراین من درخواست دادم. “

او از هماهنگی طبیعی و توانایی درک سیستم مکانیکی هواپیما همراه با فشار سرما برخوردار بود. او از چرخش و غواصی لذت می برد و دوست داشت با هم دوره های خود دعواهای ساختگی سگ ترتیب دهد.

داشت پرواز می کرد جنگنده های P-51 موستانگ در تئاتر اروپا در جریان جنگ جهانی دوم ، و در مارس 1944 ، در هشتمین مأموریت خود ، توسط هواپیمای جنگنده آلمانی بر فراز فرانسه سرنگون شد و با زخم از ناحیه پا و سرش به جنگل چتر زد. اما او از اعضای زیرزمینی فرانسه پنهان شد ، به اسپانیا خنثی رسید ، از پیرنه های برفی بالا رفت و یک خلبان به شدت زخمی را با خود حمل کرد و به پایگاه خود در انگلیس بازگشت.

خلبانان سرنگون شده معمولاً به نبرد بر نمی گشتند ، اما درخواست های وی برای اقدام مجدد دوباره پذیرفته شد. در 12 اکتبر 1944 ، وی با فرماندهی سه اسکادران جنگی که بمب افکن ها را بر فراز برمن اسکورت می کردند ، پنج هواپیمای آلمانی را سرنگون کرد و روزانه به یک آس تبدیل شد. در ماه نوامبر ، او چهار هواپیمای دیگر را در یک روز سرنگون کرد.

پس از جنگ ، یگر به پایگاه نیروی هوایی ارتش موروک در کالیفرنیا منصوب شد ، جایی که خلبانان داغ هواپیماهای اولیه را آزمایش کردند. او برای تلاش برای عبور از دیوار صوتی به عنوان خلبان ارشد برای پرواز با Bell X-1 انتخاب شد و هنگامی که قصد انجام این کار را داشت ، به سختی حرکت می کرد ، چند شب زودتر هنگام برخورد به حصار ، دو دنده را شکست. در حالی که با همسرش سوار بر اسب در صحرا بود.

نیروی هوایی این ماجرا را مخفی نگه داشت ، نتیجه جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی ، اما در دسامبر 1947 مجله Aviation Week نشان داد که سد صدا شکسته شده و نیروی هوایی سرانجام آن را در ژوئن 1948 تشخیص داد.

اما زندگی در موروک تقریباً به همین منوال پیش رفت. خلبانان و خانواده هایشان محله هایی کمی بهتر از پادگان داشتند ، روزها سوزناک بود و شبها خنک ، منظره بایر. خلبانان روز پرواز می کردند و شبانه گشت می زدند و در بار Pancho Barnes ، جایی که مشروبات الکلی فراوان بود ، جمع می شدند.

در دسامبر 1949 ، موروک به پایگاه نیروی هوایی ادواردز تغییر نام داده و به مرکز تحقیقات پیشرفته هواپیمایی تبدیل شد و منجر به برنامه فضایی شد. در دسامبر 1953 ، ژنرال Yeager پس از نجات از چرخش به سختی با دو برابر سرعت صدا X-1A را پرواز کرد و رکورد سرعت جهانی را ثبت کرد.

در پاییز سال 1953 ، وی برای آزمایش جنگنده میگ -15 ساخته شده در روسیه به پایگاه هوایی اوکیناوا اعزام شد که توسط یک بیابانگرد کره شمالی به دست آمریکایی ها پرتاب شد. هنگام بالا رفتن از هواپیما که با هوای طوفانی مبارزه می کرد ، نقاط قوت و ضعف آن را تجزیه و تحلیل کرد. در سال 1962 ، او فرمانده مدرسه ادواردز شد ، که فضانوردان آینده را آموزش می داد.

وی در زمان جنگ ویتنام در حالی که درجه سرهنگی را بر عهده داشت فرماندهی یک شاخه رزمی را بر عهده داشت. این 127 مأموریت را انجام می دهد ، عمدتا خلبان بمب افکن های سبک مارتین B-57 ، که به نیروهای دشمن و تجهیزات آنها در مسیر هوشی مین حمله می کنند.

وی پس از خدمت به عنوان رئیس ایمنی هوافضای نیروی هوایی ، در سال 1975 به عنوان سرتیپ بازنشسته شد. از افتخارات وی می توان به مدال خدمات ، ستاره نقره ای ، لژیون شایستگی ، صلیب پرواز عالی و ستاره برنز اشاره کرد. در سال 1985 ، وی مدال ریاست جمهوری برای آزادی ، بالاترین نشان غیرنظامی در کشور را از رئیس جمهور رونالد ریگان دریافت کرد.

جیم بریدنشتاین ، مدیر ناسا ، در بیانیه ای مرگ وی را “خسارتی بزرگ برای ملت ما” توصیف کرد. فضانورد اسکات کلی ، در توییتر نوشت ، آن را “یک افسانه واقعی “

بعداً ، ژنرال یگر در تبلیغات تجاری به چهره ای شناخته شده تبدیل شد و در چندین حضور عمومی حضور یافت. او با پرواز با F-15 در 50 و 55 سالگرد پرواز پیشگام خود بار دیگر مانع صوتی را شکست و در شکستن دیگر مانع صوتی به احترام 65 سالگرد مسافر هواپیمای F-15 بود.

همسر اول او ، گلنیس دیکهاوس سابق ، که دارای چهار فرزند بود ، در سال 1990 درگذشت. علاوه بر همسر دوم ویکتوریا د آنجلو سابق ، که در سال 2003 با او ازدواج کرد ، فرزندان وی زنده مانده اند: سوزان یگر ، مایکل و دون یگر و شارون یگر فلیک.

ژنرال ییگر در خاطرات خود می نویسد که در تمام سالهایی که به عنوان خلبان مشغول به کار بوده ، مراقبت کرده است تا “در مورد هواپیما و تجهیزات اورژانس خود هر آنچه در توان دارم را بیاموزد”.

ممکن است با تصویر او مطابقت نداشته باشد ، اما همانطور که به او گفت: “من همیشه از مرگ می ترسیدم. همیشه “

مایک ایوز و نیل ویگدور در تهیه گزارش همکاری داشتند.



[ad_2]

منبع: khabar-bazar.ir