دلاور داستان رحیم را دنبال مینماید که از همسر خود انقطاع شده و به دلیل بدهی به برادر زن سابقش در زندان است. اساسا دو قطبی که ایجاد می گردد به دلیل رده اساسی او است. قوه محرکه ی قصه قدم های رو به جلوی “رحیم” هست که حساس هر گامی که بر می دارااست دو گام به عقب بازگشت می نماید و نه صرفا در وضعیت گذشته بلکه در وضعیتی بدتر قرار می گیرد و مخاطب همیشه در تب و تاب است که سپس چه پیش می آید. دو. پنج سال بعد و در سال ۹۸، خانم مسیحزاده دوباره در دورههای آموزشی آقای فرهادی در موسسه بامداد ثبتنام میکنند. خانم استاد مدرسه در روزهای سقوط خرمشهر، از خانواده اش می گذرد و پس از مخالفت نیروهای محلی به جهت حضور در خط مقدم، تصمیم می گیرد حیاتی ملازمت یکسری خانم دیگر، دارای تامین ادوات نظامی، به رویا رویی اصلی نیروهای بعثی بپردازد. تعارض او فی مابین توان ذاتی و استیصال لحظه ای به جهت بقا و فراروگریز از وضعیت کنونی، یک زن توانا در سینمای دفاع مقدس کشور ایران اخلاق کرده است. در همین سیر و سلوک، او می باست در عین تعجیل در کارش، بر ترس تنهایی و حضور در منطقه جنگی مین گذاری شده غلبه کرده تا در شمایل یکی از اول زنان دلیر در اثر ها دفاع مقدس مملکت مطرح شود. عاطفه رضوی شاخص ترین پرستار ژانر دفاع مقدس میهن است. و درمورد یک موضوع به یقین رسیده ام که اصغر فرهادی متخصص به تصویر کشیدن طبقه میانگین جامعه هست نه طبقه ضعیف. بعد از نقشه کشیدن برای فروش آن، رحیم متوجه می گردد مبلغ سکهها زیاد نیست و نقشه دیگری میکشد. در کمپ اشرف، پرستار می شود و در نهایت، به جهت دیدن دخترش در تهران، لحظه شماری می کند. پس رحیم در تراز شهر اعلامیه پخش می نماید تا صاحب و مالک کیف را پیدا کند. اگر شما این نوشته آموزنده را دوست داشتید و می خواهید دیتاها بیشتری در مورد اصغر فرهادی پهلوان زارعی لطفا از وبسایت ما دیدن کنید.

ایندکسر