در بخش اعظم موارد از ورق فولاد سیاه برای محصول دودکش باطن موتورخانه به کار گیری می شود و پوشاندن آن به وسیله رنگی اصلی ترکیب روی انجام خواهد شد. ولی حقیقت آن میباشد که این اتفاق به جهت سریالهایی صورت میدهد که تماشاگران بخش اعظمی داشتهاند و هنوز نیز میلیونها هوادار دارند. ولی همین را هم بگویم که قالیشویی در قصه ما است اما کلیت ماجرا ربطی به فضای فصل های قبلی ندارد. زمان ساخت دودکش موتورخانه، اضطراری می باشد در طراحی بنا تناسب قطر لوله دودکش اهمیت قطر دهانه خروجی دیگ موتورخانه ملازم باشد. از عایق شدن کلیه سطح ها دودکش به وسیله مخلوطی از سیمان و پنبه نسوز اصلی ضخامت دست کم ۲ اینچ، برای افزایش مقاومت همین بنا در برابر دود بسیار و مرتبه حرارت بالا اطمینان حاصل کنید. در ساخت دودکش موتورخانه، به جهت داشتن عملکردی مطلوب حتمی است ترازو و قطر دودکش به درستی انتخاب شود. کلیه میریزن اونجا و عفت عیدی تمامی اونارو میده، فیروز به هوشنگ میگه چرا فرش های معصومه خانمو تحویل ندادی اونا گرونن بر روی هم ۷۰ میلیون قیمتشه که عفت میگه هرکدومش ۷۰ میلیونه فیروز شوکه میشه و به عبارتی لحظه اصلی بهروز میرن که تحکیل بدن، هنگامی به اونجا میرسن میبینن آمبولانس اونجاست که متوجه میشن معصومه خانم فوت کرده، فیروز میگه اینم اقبال منه یه آمپاسه دیگه کسیو نمیشناسی که بریم به اون تحویل بدیم؟ که بهروز میگه نیکی هنوز الان اومدم میخوام برم حرف بزنم البته نمیتونم هنوز ۶ میلیون بدهیشو ندادم نصرت شروع میکنه به اعتماد به نفس دادن بهش و میگه همین فعالیت به نفع جفتمونه این خونه اوکی بشه من میبرمت تو تبلیغ انقد بزرگت می کنم که عکس همگی جا بره تو بیلبوردهای تو اتوبان تو تلویزیون کلیه جا بری صرفا در میان خودمون بمونه به کسی نگیا که بهروز قبول میکنه. راننده اش به فیروز میگه من میخوام برم خانه باجناقم میتونم ماشینو اینجا بزارم که فیروز میگه من تو این تعدادی روزه از زمین و آسمون برام میباره اگه اتفاقی به زمین خورد واسه ماشینت من مسئولیتی ندارم که راننده معاون میگه هرچی باشه بهتر از تو کوچه گذاشتنه که فیروز کلاهک مطلوب دودکش قبول میکنه … بهروز برمیگرده و میگه چه تصادفی خانم گماسایی که اینجا میبینمتون گندم میگه آقا بهروز خونم اینجاست شما اینجا چیکار میکنین که بهروز بعد از یخورده من من کردن میگه یه نشانی اینجا بود دنبال پلاک ۱ میگشتم برم فرش هاشونو بکنم لول کنم ببرم هرچی گشتم پیدا نکردم که گندم خانم میگه اوناهاش پشتتونه پلاک ۱ خونه روبرویی ما هستش بهروز که تو حالت بدی قرار گرفته بود گفت ااا چه جالب هرچی گشتم نبود و اهمیت خودش پروردگار پروردگار میگفت که کسی نباشه خونه.

ایندکسر